الشيخ رسول جعفريان

552

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

عظيمى را براى جنگ بااسلام به راه انداختند . عدهء كثيرى نيز از غطفان قريش را همراهى كردند بطوريكه گفته شده مجموع سپاه مشرك ده هزار نفر بودند « 1 » كه در قالب سه لشكر به سوى مدينه به راه افتادند . « 2 » اين بار نيز خبر آماده شدن مشركان توسط گروهى از قبيلهء خزاعه ، كه همپيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند ، به مدينه رسيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با مسلمانان دربارهء جنگ با مشركان به رايزنى پرداخت . پيش از اين دربارهء مشاورت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با مردم در امر جنگ سخن گفته‌ايم ؛ از قضا ، واقدى در اينجا تأكيد مىكند كه : و كان رسول الله يُكثر مشاورتهم فى الحرب ؛ « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در امر جنگ فراوان مشورت مىكرد . محتمل است بگوييم كه فقط در امر جنگ مشورت مىكرد . سيره نويسان از اين كه پيشنهاداتى مطرح شده به دقت سخن نگفته‌اند ؛ واقدى مىگويد : گروهى گفتند كه ما در ميان ثنية الوداع ، جُرْف و بعاث مىايستيم . اين محل تقريباً در موضعى است كه خندق در آن حدود حفر شده است . به هر روى سلمان از تجربهء ايرانيان سخن گفت ؛ پيشنهاد اين بود كه در موقع ترس از سواران دشمن مىتوان خندقى حفر كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين پيشنهاد استقبال كرده و به سرعت كار را آغاز كرد . « 4 » بلاذرى مىافزايد كه عرب با شگرد نظامى كندن خندق آشنا نبودند . « 5 » در اين زمينه ، آنچه مهم بود آن كه خندقى كنده شود كه تمام موارد نفوذ به مدينه را مسدود كرده و دشمن را زمين‌گير كند . نخست بايد دربارهء موقعيت جغرافيايى مدينه ، به آنچه سابقاً گفته‌ايم توجه كنيم . شهر مدينه در ميان دو حرّه شرقى و غربى قرار داشت . حره منطقه‌اى بود سنگلاخ با سنگهاى سياه و تيز و به صورت تپه‌هاى كوچك و در سطحى وسيع . اين دو حره غرب و شرق مدينه را كاملًا در بر گرفته و ناحيهء جنوب را نيز تقريباً بطور كامل پوشانده بود ، گرچه راههاى نفوذ محدودى از آن سوى وجود داشت . در اين ميان تنها ناحيهء شمال مدينه ، زمين مسطح و زراعى بود . در فاصله ميان نوك حرهء شرقى ( كه در شمال غرب آن احد بود ) تا كوه سلع كه در نزديكى قسمت پايانى حرهء غربى بود زمينى هموار و خالى از سنگلاخ قرار داشت . اگر قرار بود دشمن به مدينه در آيد ، تنها راه ورود آن همين ناحيهء شمالى بود ، زيرا در قسمتهاى ديگر يك سپاه چند هزار نفرى نمىتوانست به آسانى از سنگلاخها عبور كند . البته در سمت قبا اين سنگلاخها كمتر بود و

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 444 - 443 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 66 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 445 ( 4 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 445 ( 5 ) . انساب الاشرف ، ج 1 ، ص 343